ویژگیهای منحصربهفرد مهم
- وجود چندین ضمیر که به یک شخصیت دستوری واحد اشاره میکنند؛ برای مثال، اولشخص «من» که از طریق شکلهای متفاوتی مانند خودِ اول، خودِ دوم یا خودِ سوم نمایش داده میشود (I1,I2,I3,…).
در این نظام، یک شخصیت دستوری واحد (مانند اولشخص «من») میتواند توسط دو یا چند ضمیر متفاوت نمایش داده شود — که هر کدام با کارکرد زمانی، عاطفی یا شناختی متفاوتی مرتبط هستند. برای مثال: خودِ اول، خودِ دوم و خودِ سوم.
نمونه در کردی (کرمانجی): (I1: MIN , I2: EZ , I3: MIN D , …)
- نظام زبانی از ضمیرهای خاص اولشخص برای زمانهای گذشته، حال و آینده استفاده میکند که هر یک با نامی متمایز شناخته میشوند.
نمونه در کردی (کرمانجی): (I1: MIN برای گذشته، I2: EZ برای اکنون، I3: MIN D برای آینده، …)
ویژگیهای مشترک
- بیان یک احساس یا کنش خاص به شیوههای گوناگون نشان میدهد که هر شیوهٔ بیان میتواند ناحیهٔ فعال مغز را از یک بخش به بخش دیگری منتقل کند (توانایی بیان یک احساس یا عمل مشخص از طریق شکلهای زبانی گوناگون).
- استفاده از واژههای مترادف متعدد برای بیان یک فعل یا مفهوم عاطفی واحد یکی از ویژگیهای رایج زبان است. هر مترادف اندکی تفاوت در معنا یا تداعی حسی ایجاد میکند. برای مثال، در زبان انگلیسی واژههای listening و hearing هر دو به ادراک شنیداری اشاره دارند، اما از نظر قصد و درگیری شناختی متفاوتاند: listening به معنای توجه فعال است، در حالی که hearing دریافت منفعلانه را نشان میدهد. این تمایز نشان میدهد که واژههایی که ظاهراً مترادف هستند در نواحی متفاوتی از مغز پردازش میشوند که هر کدام ویژگیهای کارکردی خاص خود را دارند. با وجود آنکه این واژهها ممکن است معنای کلی یکسانی داشته باشند — مانند «hearing» و «listening» که به ادراک شنیداری اشاره میکنند — اما سامانههای ناقل عصبی متفاوتی را فعال میکنند و شخصیتهای شناختی درونی متفاوتی در پردازش آنها نقش دارند. این موضوع نشاندهندهٔ تمایز عمیقتر عصبشناختی ـ شناختی در پسِ تفاوتهای ظریف زبانی است.
نویسنده: Enzar Sharif Salih